تبلیغات
پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
گفتم بمان شب تازه از نیمه رفته است
گفتم بمان هنوز کلامی نگفته ایم
گفتم بمان هنوز کامت سیر ندیده ام
سالهاست که با خیالت راحت نخفته ام
گفتم بمان امشب و
خیال را به حقیقت به خانه ام بیار
گفتم بمان در کنار دوست
در شب در سکوت و امتداد آن
بهتر ز حرف عشق و نگار و یار نیست
گفتم بمان که چند روزی است
که با صدای تو بیدار گشته ام
گفتم بمان نرو تا سحر بشین
تا از سکوت شب بهره ای بریم
تو رفتی و در بستر آرام گرفته ای
باز من ماندم و شب و
راز خلوت سکوت
اگه یه بار دیگه یه لیوان نیمه پر گذاشتن جلوم گفتن این پره یا خالیه اول برش میدارم تا قطرهی آخرش رو میخورم بعد میذارم جلوشون میگم خالیه خالیه خااااالییییییییییییییییییه
پ.ن1 : یه منهای یک(1-) زیر یه رادیکال ... خیلی خوشگله نه ؟ بهش میگن تعریف نشده.
پ.ن2: لازم به توضیح نیست که من الان کاملاْ عصبانیم ؟!
روزی مردی خواب دید که مرده و پس از گذشتن از پلی به دروازه بهشت رسیده است.
دربان بهشت به مرد گفت : برای ورود به بهشت باید صد امتیاز داشته باشید
کارهای خوبی را که در دنیا انجام داده اید، بگوئید تا من به شما امتیاز بدهم.
مرد گفت : من با همسرم ازدواج کردم
50 سال با او به مهربانی رفتار کردم و هرگز به او خیانت نکردم.
فرشته گفت : این سه امتیاز.
مرد اضافه کرد : من در تمام طول عمرم به خداوند اعتقاد داشتم
و حتی دیگران را هم به راه راست هدایت می کردم.
فرشته گفت: این هم یک امتیاز.
مرد باز ادامه داد : در شهر نوانخانه ای ساختم و کودکان بی خانمان را آنجا جمع کردم و به آنها کمک کردم.
فرشته گفت : این هم دو امتیاز.
مرد در حالی که گریه می کرد گفت : با این وضع من هرگز نمی توانم داخل بهشت شوم
مگر اینکه خداوند لطفش را شامل حال من کند.
فرشته لبخندی زد و گفت : بله، تنها راه ورود بشر به بهشت موهبت الهی است
و اکنون این لطف شامل حال شما شد و اجازه ورود به بهشت برایتان صادر شد!
خواهر كوچكم از من پرسید پنج وارونه چه معنا دارد؟!
من به او خندیدم!
گفت: روی دیوار و درختان دیدم!
باز هم خندیدم!
گفت: خودم دیدم مهران پسر همسایه، پنج وارونه به مینا می داد!
آنقدر خنده برم داشت كه طفلک ترسید!
بغلش كردم و بوسیدم!
و با خود گفتم: بعدها با دیدن بی وقفهء درد، سقف دیوار دلت خم گردد
و آنوقت می فهمی پنج وارونه چه معنا دارد...

گفتی :عاشقا نه هایت عشق نیست
گفتم: سبزه زلرش باطل نیست
گفتی :شعر هایت همه رنج و عذاب
گفتم :عاشقم بر فرض محال
گفتی :عشق چیست تو می دانی؟
گفتم :عشق هست معنای نادانی
گفتی :عشق فقط غم نیست
گفتم :غمش تموم زندگی ایست
گفتی:چرا عشق همزبانش دوری ایست
گفتم:شیرینی اش درد دو ری ایست
گفتی:چرا ماندن همیشه سخت است؟
گفتم:كودك عشقت كم سال است
گفتی:مرا این شوریده حالی چه حاصل ؟
گفتم : زمانی می رسد دانی بی حا صل
گفتی:پس از عشق فا صله گیرم
گفتم:از نفسهایم چه بگویم
گفتی :بی تردید عاشقم كردی
گفتم:عاشق نیستس عاشقی نكردی
گفتی:پس این همه عذاب چیست؟
گفتم:عاشقا نه هایم همه دلتنگی ایست
گفتی :از من خام نباش دلگیر
گفتم:عشق حاصل همین خا می ایست
گفتی می پندارم كه تو عاشق ترینی
گفتم:عاشق ترین هم شود قربانی
گفتی:قربا نی تو میشوم روزی
گفتم:آن روز من دهم میهمانی
گفتی :مهما نی اش به عهده ی من
گفتم:مهمانش تو هستی در مرگ عاشقا نه ام
گفتی : اخر داستان عشقت همین بود؟
گفتم : معنی عشق همین است
گفتی:پس عشق از وصال می گریزد
گفتم:وصال به پای عشق نمی سوزد
گفتی :عشق چیست بی حاصل؟
گفتم :حاصلش نیست وصال عاشق
گفتی: پس ما هر دو عاشق ترینیم؟
گفتم :خوب می دانی كه هر دو غافل ترینیم
گفتی:پس هر دو می شویم قربانی
گفتم:گر شویم قربانی ما هم ماندگاری
من دوسش دارم میخوامش وای خدای من.....تا کی باید دوریش رو تحمل کنم میدونم اونم دلش واسم تنگیده اما این غرور لعنتی نمیزاره
لعنت بر هر چی غروره بیجاس
اه
.•**•.ღ ز ღ.•**•.ღ
ღ
عشق یعنی ... نتونی صبر کنی تا کسی شما رو به هم معرفی کنه.
عشق یعنی ... همون سلام اول.
عشق یعنی ... چیزی مثل تنفس در هوای پاک کوهستان.
عشق یعنی ... یک موهبت طبیعی که باید اونو پرورش داد.
عشق یعنی ... انفجار احساسات.
عشق یعنی ... وقتی دلت می ره نتونی جلوشو بگیری.
عشق یعنی ... جذب شخصیتش بشی.
عشق یعنی ... وقتی تو از اون بخوای که مرد زندگیت بشه.
عشق یعنی ... وقتی من و تو ما می شیم.
عشق یعنی ... حاصل جمع دو انسان
عشق یعنی ... مایه قوت قلب
عشق یعنی ... شادی و نشاط
عشق یعنی ... جواهر قیمتی خودتو به دست بیاری.
عشق یعنی ... توی ذهنت خودتو با اون مجسم کنی.
عشق یعنی ... وقتی توی انتخابت شک نداری.
عشق یعنی ... وقتی دل پادشاهی می کنه.
عشق یعنی ... وقتی اطمینان پیدا میکنی که اون مرد دلخواهته.
عشق یعنی ... وقتی مردی به دختر دلخواهش برمی خوره.
عشق یعنی ... کم کردن فاصله ها.
عشق یعنی ... کلید یه رابطه محکم.
عشق یعنی ... دو تایی سوار یه ماشین قوی توی پستی و بلندی ها.
عشق یعنی ... فرار کردن به دنیای خصوصی خودتون.
عشق یعنی ... در موفقیت هم شریک بودن.
عشق یعنی ... خاطرات خوشی را که با هم داشتین بشماری تا خوابت ببره.
عشق یعنی ... بوی عطرش از خاطرت نره.
عشق یعنی ... از خودت بپرسی چرا دم به ساعت بهت زنگ نمی زنه.
عشق یعنی ... همیشه برای زنگ زدن به هم وقت پیدا کنید.
عشق یعنی ... برای تولدش درست همون چیزی رو که دوست داره بهش هدیه بدی.
عشق یعنی ... دلت بخواد هدیه ای به اون بدی که مثل یه گنج نگهش داره.
عشق یعنی ... وقتی با هم مشکل پیدا می کنید به حرفای هم خوب گوش کنید.
عشق یعنی ... خوبی هاشوهم درکنار بدی هاش ببینی.
عشق یعنی ... یه عالمه حرفو با یه اشاره گفتن.
عشق یعنی ... تمام توجهت به اون باشه.
عشق یعنی ... کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه.
عشق یعنی ... هلش بدی توی مسیر درست.
عشق یعنی ... توی پرداخت صورت حساب کمکش کنی.
عشق یعنی ... یه قرار ملاقات خیلی مهم.
عشق یعنی ... وقتی باهاش قرار داری حسابی به خودت برسی.
عشق یعنی ... مثل توی قصه ها رمانتیک بودن.
عشق یعنی ... براش یه نامهء رمانتیک بفرستی.
عشق یعنی ... بعضی وقتا دل همدیگه رو شکستن.
عشق یعنی ... چیزی که کمک می کنه تا دل شکسته رو دوباره درمون کنی.
عشق یعنی ... با هم ارتباط قلبی داشتن.
عشق یعنی ... با هم موسیقی رمانتیک گوش دادن.
عشق یعنی ... وقتی نشونه ها امید بخشن.
عشق یعنی ... شمع ومهتاب وستاره ها.
عشق یعنی ... چیزی که از کلمات قوی تره.
عشق یعنی ... روی دریای خوشبختی شناور بودن.
عشق یعنی ... روی هم اسمای قشنگ گذاشتن.
عشق یعنی ... چیزی که شما رو ثروتمندترین آدمای روی زمین می کنه.
عشق یعنی ... بعضی وقتا جز ماه غمزده همدمی نداشته باشی.
عشق یعنی ... جادوش کنی.
عشق یعنی ... کسی رو داشته باشی که لحظات قشنگ زندگیت رو باهاش شریک بشی.
عشق یعنی ... وقتی توی دنیا هیچ چیز جز خودتون دو تا اهمیت نداره.
عشق یعنی ... دو چهره خندون.
عشق یعنی ... یه بازی که تمومی نداره.
عشق یعنی ... چیزی مثل برنده شدن توی بازی.
عشق یعنی ... وقتی شب مهتاب برات شعر می خونه.
عشق یعنی ... احساس کنی پاهات رو زمین بند نیست.
عشق یعنی ... حرفشو باور کنی.
عشق یعنی ... تو گوش هم زمزمه کردن.
" align="baseline" border="0" />

" align="baseline" border="0" />
" align="baseline" border="0" />
" align="baseline" border="0" />
" align="baseline" border="0" />
" align="baseline" border="0" />


All Rights Reserved 2005-2006 © mramini.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768